تبلیغات
تناسب اندام توسط کارشناس ارشد تربیت بدنی(گرایش فیزیولوژی ورزش) - دو دوست
تناسب اندام توسط کارشناس ارشد تربیت بدنی(گرایش فیزیولوژی ورزش)
تناسب اندام خود را از ما بخواهید سینا عبدالملکی sina_abdolmaleki@yahoo.com
یکشنبه 3 بهمن 1389

دو دوست

یکشنبه 3 بهمن 1389

نوع مطلب :مطالب جالب، 
نویسنده :sina abdolmaleki

وقتی به انتهای طناب رسیدی ، تیکه ای دیگه بهش گره بزن و ازش آویزون شو

فرانکلین روزولت

* * *

دو رفیق در راهی گذر میکردند تا اینکه به محله کثیف و بدنام شهر رسیدند . یکی از آنها اصرار زیادی داشت که شب در آن محل به عیش و عشرت بگذراند اما آن دیگری با وی مخالفت شدیدی داشته و از او درخواست میکند که از نیت خود دست بکشد . اما متاسفانه نصایح او بر دوستش کارگر نشد و بناچار او را ترک گفته و با خشم و رنجش فراوانی از عمل دوستش داشت از آنجا دور شد .
فکر عمل زشت رفیقش او را بدجوری آشفته خاطر کرده بود ، بنابراین تصمیم گرفت که به معبدی رفته و بسبب اجتناب از گناهی که مرتکب نشده بود تشکر کرده و کمی کتاب مقدس بخواند . اما وقتی به معبد داخل شد ، اصلا نتوانست از فکر رفیقش رها شود و دائم عمل درستی که خود انجام داده بود با کار زشت رفیقش مقایسه میکرد و او را در ذهنش مورد شماتت قرار میداد

از طرفی آن رفیق خطاکار که بسمت یکی از آن اماکن پست گام بر میداشت ، عمل زشت خود را با تقوی و پرهیزکاری رفیقش مقایسه میکرد و بشدت در خود احساس حقارت میکرد

در همین اثنا زمین لرزه سختی بوقوع پیوست و همه چیز و همه کس را به کام زمین فرو برد

* * *

بلافاصله ماموران بهشت و جهنم مشغول کار خود شدند ، چرا که سرشان بسیار شلوغ بود . رفیق اول که در منطقه پست شهر جان داده بود توسط کارکنان بهشت از زیر آوار در آورده شد و با احترام خاصی به سمت بهشت هدایت شد . او ناگهان از دور دید که دوست پرهیزگارش در میان چنگال ماموران جهنم اسیر افتاده و کشان کشان به سمت جهنم برده میشود

لذا بلافاصله اعتراض کرد که : " بایستی اشتباهی رخ داده باشد . " چرا که دوستش را لایق بهشت میدانست اما فرشته به او پاسخ داد که : " هیچ اشتباهی رخ نداده و ما فقط دستورات را اجرا میکنیم "

اما او همچنان بر سوال خود اصرا ر میکرد و از مامور بهشت میخواست که برایش ماجرا را توضیح دهد

مامور پاسخ داد : " در لحظه وقوع زلزله هیچ گناهی از سوی تو رخ نداده بود اما فکر تو دائم پیش زهد و تقوی دوستت و معبدی که او در آن مشغول دعا بود ، میچرخید و اما ذهن رفیقت با تحقیر تو و امثال تو ، مدام حول و حوش این فکر میچرخید که چگونه دیگران میتوانند براحتی گناه کنند و راه خطا بپیمایند "

و ادامه داد

" تحقیر و خرد شماری دیگران و خود را برتر دانستن کلید دروازه جهنم برای دوستت شد "

برگردان از یک افسانه هندی

قد       وزن      و سن خود را mail

کنید واز مشاوره رایگان ما برای داشتن اندامی زیبا بهره مند شوید

SINA_ABDOLMALEKI@YAHOO.COM

ارزوی ما رسیدن شما به ارزوهاتونه

سینا عبدالملکی

کارشناس تربیت بدنی